تبليغاتX
عافیت

عافیت
نشریه الکترونیکی شبکه بهداشت و درمان شهرستان میبد
[ دوشنبه یازدهم دی 1385 ] [ 19:39 ] [ مدیر وبلاگ ]
مادر شوهر, اصطلاحي است كه كمتر عروسي است كه با آن نا آشنا باشد . اما اينكه از آن بعنوان يك فرد خشن , بهانه گير , بداخلاق , دو بهم زن , دورو , پرخاشگر و ...ياد مي كنند و با بردن نامش پشت خيلي از عروسها مي لرزد موضوعي است كه نياز به بررسي ريشه اي دارد. با اندكي تأمل مي توان دريافت كه هيچ مادر شوهري در اولين برخورد با عروس آينده اش مادر شوهر نبوده است . زمانيكه به منظور انتخاب و خواستگاري , به منزل خانواده دختر مراجعه مي كند حالتي دارد كه تماشايي است . او در اولين برخورد كه ممكن است همزمان با آوردن چاي از طرف دختر باشد بحدي احساساتي مي شود كه سر را از پا نمي شناسد و ناخود آگاه بلند شده و عروس آينده اش را مي بوسد . بلافاصله انگشتري را از انگشت خويش بيرون آورده و به دختر تقديم مي كند حتي اگر اين انگشتري , نشان نامزدي و يادآور خاطرات تلخ و شيرين وي باشد. او با اين عمل , رسماً از دختر خواستگاري مي كند . هنگام خروخ از منزل دختر , شايد اولين جمله اي كه به همراهان مي گويد اين باشد كه «دختر تو دل برويي بود نمي دانم چرا تا ديدمش مهرش در دلم جاي گرفت » . به محض رسيدن به منزل , افراد خانواده را بسيج مي كند تا مقدمات مجلس عقد را فراهم نمايند. با پايان يافتن مراسم عقد و جشن ازدواج , اگر از خانواده عروس راجع به اين وصلت سؤال شود مي گويند دخترمان را داديم به پسر فلاني ضمن اينكه خانواده داماد هم معتقدند كه دختر فلاني را گرفته اند يا به عبارتي خانواده عروس در عين حال كه عروس را دختر خويش مي دانند عضوي از خانواده خويش نمي دانند در حاليكه خانواده داماد, عروس را بعنوان عضو جديدي در كنار اعضاي ديگر خانواده مي پندارند. شايد بتوان نقطه آغازين بحث عروس و مادر شوهر را همين جا دانست . اختلاف در سطح تحصيلات خانوادگي , وضعيت شغلي ,ميزان اختلاف در سطح درآمدخانواده ها , زبان و لهجه , سطح فرهنگ , تربيت , محل سكونت , سليقه و .... از مواردي است كه اگر خانواده داماد از همان ابتدا مد نظر داشته باشند مي تواند در روابط بين عروس با مادرشوهر و ساير اعضاي خانواده شوهرنقشي بنيادي داشته باشد. با شروع زندگي مشترك , زوجين جوان ضمن اينكه استقلال خويش را حفظ مي كنند مي توانند نقش بسزايي را در تحكيم روابط با والدين , ايفا كنند . پسر, كه الان مرد خانه است نبايد حداقل توقعات مادرش كه حفظ صله رحم است را ناديده بگيرد و مرتب به ديدن مادر خود برود گرچه حكم عقل و دستور دين و سخن انبياء و خردمندان اين است كه مادري كه پسرش را داماد كرد نبايد از او توقع قبل از دامادي را داشته باشد چرا كه پسر , اكنون وظايفي بعهده دارد كه تا بحال نداشته است. اما آنچه مسلم است اينكه مادر , دوست مي دارد پسرش را به اتفاق عروسش ببيند . متأسفانه بعضي از پسرها , با ناديده گرفتن اين مسائل , باعث ايجاد فاصله ميان عروس و مادر شوهر مي شوند چرا كه از يك طرف مادر شوهر ممكن است از اينكه پسرش بيشتر اوقات به تنهايي به ديدارش برود نگران شود كه البته اين نگراني هم بجاست چون خود , موقعي عروس خانواده بوده و احساس عروسش را براحتي درك مي كند گرچه ممكن است نتواند اين احساس را ابراز كند. از طرفي ديگر عروس , كه هم اكنون به عنوان زن و كدبانويي مستقل , زندگي مشترك جديدي را شروع كرده و يكسري محدوديتها شامل حالش شده از جمله اينكه به او سفارش شده و خود مي داند كه نبايد بدون اجازه شوهر از منزل خارج شود, دوست مي دارد در كنار شوهرش باشد . او از اينكه همسرش به مادرش سركشي مي كند نگران نيست بلكه او به استقلال خانواده نوپاي خويش مي انديشد و تمايل دارد همسرش از تجربيات و راهنمائيهاي بزرگترها بهره ببرد اما خود , تصميم بگيرد. با توجه به اينكه شروع هر زندگي مشتركي توأم با تفاهم نيست طبيعي است , عروس خانواده , نق زدنها و بهانه گيريهاي زياد و بعضاً بيمورد شوهرش را به خانواده همسرش ارتباط دهد و تمام عقده هاي خويش را با اين جمله «دوباره امروز خانه مادرت بودي؟» بر سر شوهرش خالي كند. خانم جواني كه حدود 3 سال پيش , ازدواج كرده بود و داراي يك فرزند يكساله بود مشكلات زندگيش را اينگونه بيان مي كرد. شوهرم پس از گذشت سه سال از زندگي مشتركمان همچنان وابسته به پدر و مادرش است وبيشتر اوقات , بدون حضور من و تنها فرزندمان بر سر سفره پدر و مادرش غذا مي خورد و من همچنان در منزل پدرم و با ايشان زندگي مي كنم . ما زندگي مستقلي نداريم شوهرم كارگر است و دركارگاه پدرشوهرم از صبح تا غروب كار مي كند اما حقوق و مزاياي ثابت و مشخصي ندارد . با اينكه از كمترين مايحتاج زندگي برخورداريم هيچ پس اندازي براي خويش فراهم نكرده . پدر شوهر و مادر شوهرم حتي يكبار به او نمي گويند آخر تو زن و بچه داري مخاج ايشان را چه كسي تأمين مي كند شوهرم هيچ استقلالي از خود ندارد و كاملاً وابسته به خانواده اش است اگر كوچكترين گله و شكايتي از او بكنم سريع به خانواده اش انتقال مي دهد و خانواده اش را نسبت به من بد بين كرده است. اينكه دراين مورد مقصر كيست و چه عواملي باعث بوجود آمدن تنش در خانواده اين زوج جوان گرديده جاي بحث نيست مهم اين است در هر جمله اي از گفته هاي خانم نكاتي نهفته است كه قابل تحليل است. وابستگي بيش از حد به والدين , اهميت ندادن مرد به تعهداتي كه نسبت به همسرش دارد , عدم استقلال شغلي , لزوم تذكر پدر و مادر شوهر به فرزند در خصوص رعايت آئين همسرداري , عدم انتقال مشكلات جزئي به والدين و بزرگنمايي آن و ايجاد بد بيني از جمله مواردي است كه در اين خصوص مي توان ذكر كرد. از مجموع مطالب فوق چنين مي توان نتيجه گيري كرد كه مادر شوهر , قبل از اينكه مادر شوهر باشد يك مادر است با همان احساسات و روحيات مادري و هر عروسي خود , همان مادر شوهر آينده است اين فرزندان هستند كه با فراهم نمودن زمينه بدبيني و بعضي رفتارهاي غلط كه ناشي از ناپختگي آنهاست بستري را براي معرفي مادران , بعنوان مادر شوهر , با آن روحيات كذائي فراهم مي كنند وبيشترين تاوان را فرزندان آنها در آينده پس مي دهند
.: Weblog Themes By Pichak :.

Blog Custom
بک لینک فا