|
عافیت نشریه الکترونیکی شبکه بهداشت و درمان شهرستان میبد
|
[ سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 ] [ 13:33 ] [ مدیر وبلاگ ]
نویسنده : زهرا احمدی اردکانی کارشناس مشاوره بیمارستان امام جعفر صادق (ع)
بهداشت روان : حالتي از رفاه است كه در آن فرد توانايي هايش را مي شناسد و قادر است با استرس هاي معمول زندگي مدارا كند ، در شغل و روابط اجتماعي نقش مفيد و سازنده ايفا كند و با ديگران مشاركت و همكاري داشته باشد . بهداشت روان به همه ما مربوط است نه فقط به كساني كه از بيماريهاي رواني رنج مي برند هيچ گروهي از بيماري رواني مصون نيست البته بايد اذعان داشت كه در افراد بي خانمان ،افراد بيكار و با سطح تحصيلات پائين ،كساني كه قرباني خشونت بوده اند، مهاجران و پناهندگان ، كودكان و نوجوانان و زناني كه مورد سوء استفاده قرار گرفته اند و در افراد مسن كه مورد غفلت و بي توجهي واقع شده اند بيشتر ديده ضرورت توجه به بهداشت روان : امروز حدود 450 ميليون نفر از مردم دنيا از يك بيماري رواني يا رفتاري رنج مي برند . شيوع اختلالهاي رواني در جمعيت بالاي 15 سال ايراني، 3/21 درصد در مناطق روستائي و 9/20 درصد در مناطق شهري برآورد شده است ، به عبارتي از هر 5 نفر يك نفر مبتلا به اختلال روانپزشكي است در اين ميان اختلال افسردگي و اضطرابي بيشترين شيوع را داشته و ميزان شيوع اختلال هاي روان پريشي كه نوع بسيار شديدتر اختلال هاي رواني است 6/0 درصد بوده است . ارتباط بيماري رواني و جسماني : روشن است كه عملكرد رواني به طور بنيادي با عملكرد فيزيكي ، اجتماعي و پيش آگهي سلامت در ارتباط است به طور مثال افسردگي عامل خطري براي بيماريهايي مثل سرطان ها و بيماريهاي قلبي است از طرفي شيوع اختلالات روان پزشكي در كساني كه مبتلا به يك بيماري جسماني هستند افزايش پيدا مي كند . 29 درصد افراد مبتلا به پرفشاري خون و 22 درصد مبتلايان به انفاركتوس قلبي از افسردگي رنج مي برند بيماريهاي رواني در درمان بيماريهاي جسمي نيز اختلال ايجاد مي كند به طوري كه افسردگي ، اضطراب و وابستگي مواد در افرادي كه از بيماري جسمي رنج براساس مطالعه اي در ايران درصد بالايي از بيماران بستري در بخش هاي داخلي و جراحي از مشكلات روانشناختي رنج مي برند. به طور متوسط 6/53 درصد به افسردگي و 4/50 درصد به اضطراب مبتلا هستند . بار بيماري رواني : درد حاصل از افسردگي از درد هر بيماري جسماني بيشتر است متأسفانه درد و رنج بيماران رواني از سوي اطرافيان به رسميت شناخته نمي شود و در اثر بيماري رواني ،تواناييهاي فردي ، شغلي و روابط بين فردي به صورت قابل توجهي كاهش پيدا مي كند .طبق آمار سازمان جهاني بهداشت در سال 2004 ،33% از عمر سپري شده با ناتواني به دليل بيماريهاي عصبي – روانپزشكي است . مشكلات اجتماعي : بيماران رواني علاوه بر تحمل درد و رنج بيماري در معرض انگ اجتماعي و تبعيض هستند و طردشدن از سوي دوستان ، بستگان و همسايگان و محدوديت در فعاليت هاي اجتماعي و شغلي حاصل اين تبعيض است. تحمل نگرش منفي كه اطرافيان كارفرما و حتي سيستم درماني نسبت به بيماري رواني دارند ، در مواردي از تحمل خود بيماري دشوارتر است . مشكلات خانواده : از فشاري كه بر خانواده ها تحميل مي شود نبايد غفلت كرد خانواده اين بيماران اغلب اولين مراقبين آن ها هستند و از حمايت هاي فيزيكي و عاطفي گرفته تا بار سنگين هزينه هاي درماني و مراقبت از بيمارانشان به عهده آنهاست. تخمين زده مي شود در يك چهارم خانواده ها دست كم يك نفر مبتلا به اختلال رواني يا رفتاري وجود دارد خانواده ها نيز علاوه بر فشار و استرس بالاي ناشي از مشاهده بيماري در يكي از اعضاء مورد علاقه و عزيزشان در معرض انگ اجتماعي و تبعيض هستند . مشكلات اقتصادي : در بسياري از كشورهاي پيشرفته دنيا 35 تا 45 درصد غيبت از محل كار به دليل مشكلات بهداشت رواني است ، در اغلب موارد خانواده ها هزينه درمان بيماري رواني را متحمل مي شوند و سهم دولت و سازمان هاي بيمه ناچيز است . مشكلات درماني در بيماران رواني : مراجعه به سرويسهاي خدماتي بهداشت روان به دلايلي بسيار كمتر از بيماريهاي جسماني صورت مي پذيرد .انگ بيماري رواني و باورهاي غلط از جمله مهمترين اين دلايل است در كشورهاي در حال توسعه گاهي تا 90% مبتلايان از درمان محروم مي مانند . در زير به برخي از اين باورهاي غلط كه موجب عدم مراجعه جهت درمان مي شود اشاره مي گردد . - نبايد بيماري رواني نزديكان را باديگران مطرح كرد . - علت بيماريهاي رواني سحر و جادو ،جن زدگي و دعايي شدن است . - بيماري رواني درمان ندارد . - بيماري رواني با ازدواج درمان مي شود . - بيماري رواني را نمي توان در درمانگاه يا بيمارستان عمومي درمان كرد . - بيماري صرع غيرقابل درمان است . - داروهاي اعصاب اعتياد آور هستند . - اعتيار درمان ندارد . اطلاعاتي راجع به درمان بيماران روانپزشكي : در بروز اختلالات روان پزشكي مجموعه اي از عوامل زيست شناختي (جسماني ) و روان شناختي (استرسورهاي محيطي ) دخيل هستند . تشخيص و درمان اين اختلالات نياز به تيم تخصصي روانپزشك ، روانشناس باليني ، مددكار اجتماعي و روان پرستار مجرب دارد . بيماران روان پزشكي را مي توان در كنار ساير بيماران در بيمارستان هاي عمومي بستري و تحت درمان قرار داد . مراجعه فرد به متخصص بهداشت روان نه تنها نشانه ضعف نيست ، بلكه بيانگر توانمندي فرد در مقابله با هيجانات منفي است . در مواردي كه درمان دارويي تجويز مي شود ، توجه به نكات زير ضروري است : - در بساري از موارد جهت شروع اثرات داروها 3 الي 4 هفته وقت لازم است . - پس از شروع اثرات درماني قطع سريع داروها موجب برگشت علائم مي شود، لذا تكميل دوره درماني پزشك ضروري است . - بساري از موارد نياز به تجويز دارو تا آخر عمر نمي باشد و بسياري از مشكلات با مصرف دارو طي چند ماه بهبود مي يابند . - داروهاي اعصاب و روان اعتياد آور نيستند هدف از تجويز داروها ، درمان بيماري است نه ايجاد بي خيالي يا خواب آلودگي و داروها هيچ عارضه طولاني مدت در بدن ايجاد نمي كنند . - در بساري از موارد علاوه بر درمان داروئي ، روان درماني كمك كننده است در روان درماني شناختي رفتاري با تغيير باورها و رفتارها به كنترل هيجانات منفي كمك مي شود . - نشانه هاي بيماري ممكن است براي افراد خانواده بسيار آزارنده باشند اما حفظ اميدواري ، توكل به خدا و مددجستن از او به فرآيند بهبودي كمك مي كند . با آگاهي يافتن از تأثيراتي كه جسم و روان بر يكديگر دارند شايد بتوانيم ديدگاه صحيح تري نسبت به مفهوم سلامت پيدا كرده و سلامت جسم و روان را به يك اندازه مهم و جدي بشماريم به اميد آنكه سلامت رواني جايگاه مناسب خود را پيدا كند . « هنر زندگي كردن ، هنر جلوزدن از ديگران نيست ، بلكه هنر سازگاري دائمي با محيط اطراف و ساير انسانهاست » |
|
| [ طراحی : پیچک ] [ Weblog Themes By : pichak ] |