تبليغاتX
عافیت

عافیت
نشریه الکترونیکی شبکه بهداشت و درمان شهرستان میبد
[ سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 ] [ 8:59 ] [ مدیر وبلاگ ]

جوانان و ازدواج موفق

 

همت رنجبر

كارشناس بهداشت خانواده - شهرستان تكاب

 


در بيشتر مواقع  دختر  و پسري كه  مي خواهند با هم ازدواج كنند،‌ يكديگر را به خوبي نمي شناسنــــد،‌ و نمي دانند براي چه ازدواج مي كنند. ازدواج امري جدي و واقعي است. در ازدواج نبايد عجله و شتاب كرد زيرا انتخاب همسر غير از انتخاب لباس و ... است.

انتخاب همسر و مونسي شايسته ، سخت دشوار است ، ‌هر چقدر انسان از خود و محيط زندگيش بيشتر بداند،‌ امكان انجام عمل صحيح و شايسته بيشتر مي شود. ازدواج نياز به شناخت و اطلا‌عات زيادي دارد. ازدواجي كه با شناخت صحيح صورت گيرد، از خطر اختلا‌فات شديد خانوادگي و جدايي مي كاهد و احتمال خوشبختي و سعادت تمام افراد خانـــواده را افزايش مي دهد.

يكي از اعتقادات رايج بين مردم، اعتقاد به «قسمت» است.  برخي از افرادي كه به قسمت اعتقاد دارند،‌ مي گويند چيزي كه روي پيشاني نوشته شده تحقيق و دقت ما، در مورد آن تأثيري ندارد. اين افراد نمي دانند كه خدواند با عطا كردن نعمت عقل و قدرت و خرد و اختيار، تصميم گيري قسمت انسان را  به دست خود او سپرده است و با دقت بيشتري در ازدواج و انتخاب همسري مناسب مي توان قسمت بهتري داشت.

شرايط ازدواج:

در درجه اول دختر يا پسري كه تصميم به ازدواج مي گيرد، لا‌زم است داراي بلوغ جنسي، رواني و اجتماعي باشد.

بلوغ جنسي شامل كليه مراحل ظاهر شدن خصوصيات جنسي مي باشد و بلوغ رواني ،‌ مرحله اي است كه فرد به رشد عاطفي و عقلي مي رسد. رشد عاطفي همان قدرت كنترل احساسات و عواطفي مانند گريه ‌، ترس ، خشم  ... و منظور از رشد عقلي اين اســت كه فرد توانـــايي درك و فهـــم ، ‌تفكر و تعقل ، پيش بيني و نتيجه گيري ،  تعيين هدف و قدرت حل مسايل را كسب نمايد.

رشد عقلي و فكري انسان بعــد از رشد جسمي ايجاد مي شود و بتدريج در طول زندگي رو به تكامل مي رود، ولي به طور ميانگين بلوغ رواني دو تا چهار سال بعد از بلوغ جسمي ايجاد مي شود.

كسي كه ازدواج مي كند، بايد از بلوغ  اجتماعي نيز برخوردار باشد.

رشد اجتماعي با رشد عاطفي و عقلي رابطه نزديكي دارد. فردي كه به اين مرحله از رشد رسيده باشد مي داند كه چگونه با ديگران برخورد كند و از همه مهمتر اين كه مي داند افراد خانواده چه انتظاراتي از او دارند و چه وظايفي به عهده اوست. او مي تواند از خانواده خود فاصله بگيرد و از نظر عاطفي  و فكري به آنها وابسته نباشد،‌مي تواند هم به خود و هم به ديگران  احترام بگذارد و مي تواند خود را به جاي همسرش گذاشته و فكر و احساس او را درك كند.

علا‌وه بر بلوغ جنسي، رواني و اجتماعي ، پسري كه تصميم مي گيرد ازدواج كند بايد از توان اقتصادي كافي براي اداره معقول زندگي خود و همسر و فرزندان آينده اش برخوردار باشد. عامل ديگر، وجود انگيزه براي ازدواج است. هرگز نبايد كسي را كه علا‌قه اي به ازدواج ندارد به زور يا از روي مصلحت وادار به ازدواج كرد. بسياري از انتخاب ها يك طرفه است،‌مثل خريد كردن اما ازدواج انتخابي است كه در آن هر دو طرف بايد انتخاب كنند.

پدر و مادر بايد فرزند خود را در امر ازدواج آزاد گذاشته، نظر خود را تحميل نكنند؛ تنها به عنوان ارشاد  و راهنمايي مصلحت او را گوشزد نمايند. اغلب كساني كه به اجبار به ازدواج تــن مي دهند،  علا‌قه اي به استحكام زندگي زناشويي ندارند. يكي از اصول مهم در ازدواج، تصميم دختر و پسر است. اما در بسياري از موارد خانواده و اطرافيان به جاي دختـر و پســـــر تصميم مي گيرند،‌ البته پدر و مادر و بزرگان خانواده مي توانند با راهنمايي هاي خود تأثير مثبتي در تصميم گيري فرزندان خود  داشته باشند.

منابع:

- اقتباس از مقالـه خانم دكتر نرگس بهاري ، كارشناس مشاورهِ خانواده ، سال 1381

- اقتباس از آموزش مفاهيم جمعيت براي دانش آموزان مقطع متوسطه وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشكي 1377

 


 

 

 
.: Weblog Themes By Pichak :.

Blog Custom
بک لینک فا